
تئوری توطئه «سرقت ابرها» / از شایعه تا واقعیت
همزمان با بارش بارانهای شدید و نامتعارف در ایران، بار دیگر نظریه «سرقت ابرها» در فضای مجازی داغ شده است. ادعایی که همزمان با جنگ ۴۰ روزه و حمله به رادارهای نظامی منطقه، با روایتهایی درباره «آزاد کردن ابرهای بارانزا» مطرح شد.
روز ۲۳ فروردین خبرگزاری فارس خبری با عنوان «آمریکا به ایجاد خشکسالی عمدی در ایران اعتراف کرد» منتشر کرد که در آن به نقل از «کارشناس آب و هوایی آمریکا» آمده بود: «۱۸ عدد از رادارهایی که ایران در منطقه نابود کرده است، تنها رادارهای نظامی موشکی و ضدهوایی نبودند بلکه، برخی از آنها رادارهای موسوم به هواشناسی برای دور کردن ابرهای بارانی در منطقه جغرافیایی ایران بودند.» و افزوده بود: «هوا فضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با هدف قراردادن و تخریب کامل این رادارخانهها که در اربیل عراق و امارات عربی بوده فضا را برای ورود ابرهای بارانزا و هوای مطلوب به ایران بازکردند!».

گزارههای این ادعا به سرعت در شبکههای اجتماعی دست به دست شد و مورد توجه نظریهپردازان توطئه قرار گرفت که معتقد به «سرقت ابرها» از ایران هستند. این نظریه که به عنوان «سرقت ابر» یا «ابردزدی» شناخته میشود، بیش از ۱۵ سال است که در ایران ترویج میشود و کشورهای دیگر (همسایگان) را به خاطر خشکسالی ایران سرزنش میکند.
عصر ایران مینویسد، این نظریه به طور مشکوکی مشخصا دلیل خشکسالی و کمآبی را نه سوء مدیریت داخلی و حکمرانی غلط آب در کشور بلکه همچون بسیاری از موارد دیگر، عامل خشکسالی را نیز مداخله خارجی معرفی میکند.
مهدی زارع، استاد دانشگاه، با بیان اینکه ایران البته هدف عملیات دفع باران از سوی دیگران نبوده، ولی به طور فعال خود در تلاش برای مقابله با خشکسالی بوده است، ادامه میدهد: «عملیات بارورسازی ابرها را برای مقابله با خشکسالی شدید شامل پاشیدن ذرات یودور نقره به ابرها از طریق هواپیما برای ایجاد باران در بعضی نقاط ایران به کار گرفته شده ولی سایر کشورهای منطقه که بسیار در معرض خشکسالی هستند از جمله امارات متحده عربی نیز از همین روش استفاده میکنند.»

او میگوید: «در مورد بارورسازی ابرها اجرای برنامههای طولانیمدت در ایالات متحده – مانند برنامه یوتا- با افزایش ۳ تا ۱۳ درصدی در انباشت برف زمستانی ناشی از بارورسازی همراه بوده است. در چین، یک مطالعه افزایش میانگین بارندگی حدود ۴.۸۴ درصدی را از رویدادهای بارورسازی عملیاتی گزارش شده است.»
این استاد پژوهشکده بینالمللی زلزلهشناسی ادامه میدهد: «یک طرح مهندسی زمین فرضی وجود دارد تا ذرات را به استراتوسفر تزریق کنند تا نور خورشید را منعکس کرده و سیاره خنک شود و بدین ترتیب راهی برای مساله گرم شدن زمین و اثر گلخانهای یافته شود.»

تحقیقات منتشر شده در (۲۰۲۵) نشان میدهد که اگرچه این طرح که در دانشگاه ام آی تی آمریکا در مورد آن پژوهش شده به طور کلی فراوانی خشکسالی جهانی را میتواند کاهش دهد، اما میتواند بارندگی را نیز در برخی مناطق نیز کاهش دهد که چه بسا در این مناطق به طور بالقوه باعث تشدید خشکسالی نیز بشود! البته این پژوهش همچنان جنبه آزمایشگاهی و اولیه دارد و هنوز عملیاتی نیز نشده است.
برخی برنامهها، به ویژه در اتحاد جماهیر شوروی و بخشهایی از کانادا، با کاشت طوفانها برای تولید تگرگهای کوچک به جای تگرگهای بزرگ و مخرب، آسیب محصولات کشاورزی ناشی از تگرگ را کاهش میدهند.
زارع با این توضیح ادامه میدهد: «در آمریکا برای فرودگاههای مناطق سردسیر، مانند دنور و سالت لیک سیتی، از بارورسازی با یخ خشک برای از بین بردن مه فوق سرد و بهبود دید هواپیماها استفاده میکنند. پروژه طوفانخیزی دولت ایالات متحده (۱۹۶۲-۱۹۸۳) نیز با هدف تضعیف طوفانها با بارورسازی آنها انجام شد. نتایج بی اثر بودن یا بسیار کم اثر بودن این برنامه را نشان داد و پروژه متوقف شد.»

بارورسازی ابرها به طور متوسط ۳ تا ۱۵ درصد بارندگی را افزایش داده است و در بیشترین موارد موفقیتها در حد ۵ تا ۷ درصد گزارش شدهاند.
این استاد دانشگاه تاکید میکند: «دستکاری موفقیتآمیز اقلیم، هرچند جزئی و محلی با اثربخشی بارورسازی ابرها برای افزایش باران و برف البته با درصد موفقیت پایین رخ داده است ولی ایجاد خشکسالیهای گسترده یا کنترل دقیق و بر اساس تقاضا بر سیستمهای اصلی اقلیمی در حال حاضر از نظر علمی امکانپذیر نیست.»
او با بیان اینکه افزایش باران و برف – بارورسازی ابرها – به طور متوسط ۳ تا ۱۵ درصد بارندگی را افزایش داده است و در بیشترین موارد موفقیت ها در حد ۵ تا ۷ درصد گزارش شدهاند، میگوید: «ایجاد خشکسالی عمدی با تزریق آئروسل استراتوسفری (SAI) برای کاهش بالقوه بارندگی و توسعه خشکسالی در برخی مناطق فعلا نظری و روی کاغذ است و عملیاتی نیست.»
در نهایت هیچ فناوری برای ایجاد عمدی یا اثر قابل توجه بر یک رویداد اقلیمی در مقیاس بزرگ مانند خشکسالی وجود ندارد. باید یادآور شد که سامانههای اقلیمی بسیار پیچیدهتر از سطح مداخلههای فعلی انسان هستند.











