
روایت کوتاه از «میلاد نماینده» جوانی که سه روز پس از عقد شهید شد
پیکر شهید «میلاد نماینده»، جوان بسیجی و خادم حرم امام رضا (ع)، صبح پنجشنبه نهم مردادماه با حضور گسترده مردم تهران تشییع شد. مراسم وداع از مقابل منزل این شهید در خیابان خاوران آغاز و تا قطعه ۵۰ گلزار شهدای تهران ادامه یافت.
اما آنچه این وداع را تلختر کرد، نه فقط سن کم شهید، بلکه جزئیاتی از زندگی کوتاه و عاشقانه او بود؛ میلاد تنها سه روز پس از مراسم عقد، در حمله هوایی رژیم صهیونیستی به ساختمان بسیج در تهران، به شهادت رسید.
از مراسم عقد تا انفجار مرگبار
بتول ساداتحسینی، مادر شهید، روایت این روزها را از پنجشنبه ۲۹ خرداد آغاز میکند؛ همان روزی که مراسم بلهبرون برگزار شد. میلاد آن روز بهخاطر فشار کاری دیرتر به خانه آمد، اما با لبخند و شوق لباس عروسی به تن کرد و پای سفره عقد نشست. همان شب به محل کارش برگشت و فردای آن روز، همراه همسرش به نماز جمعه رفتند.
اما دوشنبه، دوم تیر، روز تلخی بود. تماسها بیپاسخ ماند و ساعتی بعد، خبر رسید که ساختمان بسیج مستضعفین مورد حمله واقع شده و میلاد هم جزو شهداست.
“نجابتش دلم را برد”
فاطمه حافظی، همسر شهید، با صدایی پر از بغض از خاطرات کوتاه اما شیرینش میگوید: «از همان برخورد اول، نجابتش دلم را برد. آدمی آرام، باوقار، متعهد و مؤمن بود. با اینکه فقط چند بار دیده بودمش، احساس میکردم سالهاست میشناسمش. بعد از عقد، خودش پیشنهاد داد با هم نماز بخوانیم. همان لحظه فهمیدم کنار چه آدمی قرار گرفتهام.»
رازهایی که بعد از شهادت فاش شد
بعد از شهادت میلاد، تازه دوستان و آشنایان از فعالیتهای جهادیاش گفتند. مادرش با چشمانی اشکبار میگوید: «ما نمیدانستیم عضو گروه جهادی شهید ابراهیم هادی بوده. از کمکهای بیسروصدا، از نذرهایی که برای بردن مردم به کربلا داشته… برایمان فقط یک پسر نبود، یک انسان کامل بود.»
در این روزها، خانهای که قرار بود مأمن زندگی مشترک باشد، به حسینیهای تبدیل شده. دوستانش از شهرهای مختلف آمدهاند، روضه خواندهاند و از خاطرات میلاد گفتهاند؛ مردی که بیصدا آمد، بیادعا زندگی کرد و با افتخار رفت.











