
سفر بدر البوسعیدی وزیر خارجه عمان به آمریکا و دیدار با معاون ترامپ چه پیامی برای ایران دارد؟ ورود منطقه به فاز «پیشبحران»؟
دیدبان اقتصاد – همزمان با افزایش تنشها میان تهران و واشنگتن، سفر غیرمنتظره وزیر خارجه عمان به آمریکا و دیدار با معاون رئیسجمهور این کشور، توجه تحلیلگران را به خود جلب کرده است. یک کارشناس مسائل بینالملل این تحرک دیپلماتیک را «نشانه هشدار» و ورود منطقه به مرحله پیشبحران توصیف کرده است.
مهدی مطهرنیا کارشناس مسائل بینالملل، در واکنش به خبر سفر بدر البوسعیدی وزیر امور خارجه عمان به واشنگتن و دیدار با جی دی ونس، در شبکه ایکس نوشت: بنا بر گزارش خبرنگار کاخ سفید، وزیر خارجه عمان قرار است در واشنگتن با معاون رئیسجمهور آمریکا و دیگر مقامات این کشور دیدار کند تا درباره جلوگیری از جنگ با ایران گفتوگوهای غیرمنتظرهای انجام شود.

معنای راهبردی این سفر
مطهرنیا تأکید میکند وقوع یک سفر غیرمنتظره در سطح عالی، آن هم در شرایط تنش، یک «نشانه» مهم است؛ نشانهای از ورود بازیگران میانجی به مرحله «پیشهشدار». به گفته او، این مرحله زمانی رخ میدهد که احتمال درگیری نظامی افزایش یافته اما هنوز قطعی نشده، بازیگران ثالث برای جلوگیری از عبور از «خط قرمز جنگ» فعال میشوند و کانالهای پنهان دیپلماسی به سطح علنی نزدیک میشوند.
به اعتقاد این تحلیلگر، سفر البوسعیدی به واشنگتن بیانگر آن است که ایران و آمریکا در نقطهای حساس قرار گرفتهاند که نیازمند مدیریت بحران از طریق یک میانجی قابل اعتماد هستند.
چرا عمان وارد میدان شده است؟
به گفته مطهرنیا، عمان «بازیگر خاکستری قابل اعتماد برای هر دو طرف» محسوب میشود؛ کشوری که نه در بلوک ایران قرار دارد و نه در بلوک آمریکا. سابقه موفق میانجیگری در پرونده هستهای و آزادی زندانیان، درک دقیق از حساسیتهای امنیتی خلیج فارس و آسیبپذیری مستقیم از هرگونه جنگ منطقهای، از جمله دلایل اهمیت نقش مسقط در چنین شرایطی است.
فعال شدن عمان از نگاه او نشان میدهد سطح تنش به مرحلهای رسیده که نیازمند یک بازیگر بیطرف یا نیمهبیطرف برای جلوگیری از اشتباه محاسباتی است.

پیام دیدار با معاون رئیسجمهور آمریکا
این کارشناس معتقد است دیدار وزیر خارجه عمان با معاون رئیسجمهور آمریکا، به جای وزیر خارجه یا مشاور امنیت ملی، پیامهای مهمی در خود دارد؛ از جمله اینکه پرونده ایران به سطح عالی تصمیمگیری در کاخ سفید منتقل شده و دولت آمریکا مایل است پیامهای سیاسی و امنیتی را از نزدیکترین حلقه به رئیسجمهور منتقل کند.
به گفته او، چنین سطحی از دیدار معمولاً زمانی رخ میدهد که یا گزینههای سخت در حال بررسی است، یا آمریکا قصد دارد از طریق میانجی، پیامهای بازدارنده و هشدارآمیز ارسال کند.
نشانههای افزایش تنش
مطهرنیا با اشاره به گزارشهایی درباره افزایش حضور نظامی آمریکا در منطقه، از جمله استقرار ناوها و جنگندهها، این اقدامات را «نمایش قدرت برای مدیریت ادراک» توصیف میکند؛ اقدامی که با هدف بازدارندگی انجام میشود اما همزمان میتواند خطر اشتباه محاسباتی را افزایش دهد.
به باور او، ورود عمان به این صحنه به معنای آن است که «سیستم امنیتی منطقه وارد فاز پیشبحران شده است.»
اهداف احتمالی این تحرک دیپلماتیک
این تحلیلگر سه هدف اصلی را برای چنین دیدارهایی برمیشمارد:
نخست، مدیریت بحران و جلوگیری از جنگ؛
دوم، انتقال پیامهای غیرمستقیم میان تهران و واشنگتن؛
و سوم، آمادهسازی بستر برای یک توافق محدود یا نوعی آتشبس منطقهای.
او معتقد است هرگاه تنشها به اوج میرسد، احتمال شکلگیری «توافقهای کوچک» نیز افزایش مییابد.
سناریوهای پیشرو
مطهرنیا در چارچوب آیندهپژوهی امنیتی، سه شبهسناریو را محتمل میداند:
- کاهش تنش و بازگشت به مذاکرات فنی در صورت اثربخشی پیامها؛
- تثبیت وضعیت «نه جنگ، نه صلح» که رایجترین الگو در روابط ایران و آمریکا بوده است؛
- یا تشدید بحران در صورت ناکامی میانجیگری و افزایش احتمال برخورد محدود یا اشتباه محاسباتی.
او در جمعبندی تأکید میکند که این دیدار یک «نشانه هشدار» است؛ نشانهای از ورود تنشها به مرحلهای حساس که در آن بازیگران میانجی برای جلوگیری از عبور از آستانه جنگ فعال شدهاند و ساختار امنیتی منطقه در آستانه یک تصمیمگیری مهم قرار دارد.











