
صادرات نفت منطقه از ۲۴ میلیون بشکه گذشت/ سهم مسیرهای جایگزین هرمز به ۴۰ درصد رسید
صادرات نفت خاورمیانه با گسترش مسیرهای جایگزین و تغییر شیوه جابهجایی محمولهها، از سطح پیش از جنگ فراتر رفته است. دادههای رهگیری کشتیها نشان میدهد میانگین جریان نفت منطقه، شامل تنگه هرمز و مسیرهای دیگر، در هفته منتهی به ۱۸ اکتبر به بیش از ۲۴ میلیون بشکه در روز رسیده؛ در حالی که این رقم پیش از جنگ ۲۳٫۳ میلیون بشکه بود. این رشد، توان شبکه صادراتی منطقه برای سازگاری با اختلالها را نشان میدهد.
تغییر مهمتر در ترکیب مسیرهای انتقال رخ داده است. در سپتامبر، حدود ۴۰ درصد نفت خام غیرایرانی صادرشده از خلیج فارس بدون عبور از هرمز منتقل شد؛ سهمی که پیش از جنگ ۱۷ درصد بود. افزایش ۲۳ واحد درصدی این سهم نشان میدهد تولیدکنندگان بخشی از وابستگی خود به یک گذرگاه دریایی را کاهش دادهاند. البته این شاخص مربوط به نفت خام غیرایرانی در سپتامبر است و نباید آن را مستقیماً به کل جریان نفت منطقه در هفته اخیر تعمیم داد.
از منظر زیرساختی، عربستان و امارات موقعیت مساعدتری برای تغییر مسیر صادرات دارند؛ خطوط لوله عملیاتی این دو کشور امکان انتقال بخشی از نفت به مبادی خارج از تنگه را فراهم میکند. در مقابل، صادرکنندگانی مانند کویت، قطر و بحرین همچنان برای بخش عمده صادرات نفت خود به هرمز وابستهاند. برداشت اقتصادی از این تفاوت آن است که مزایای افزایش ظرفیت مسیرهای جایگزین، بهطور یکسان میان کشورهای منطقه توزیع نمیشود و دسترسی به خط لوله و بندر، اهمیت بیشتری در رقابت صادراتی پیدا میکند.
تداوم صادرات همچنین منابع بیشتری از شبکه حملونقل میگیرد. گزارشهای بازار از درگیرشدن حدود ۸۰ ابرنفتکش در جابهجایی رفتوبرگشتی محمولهها از هرمز حکایت دارد؛ روندی که دسترسی به کشتی در مسیرهای دیگر را محدود کرده است. پالایشگاههای آسیایی برای کنترل هزینهها به نفتکشهای کوچکتر، اجارههای بلندمدت و خرید نفت با شرط تحویل در مقصد روی آوردهاند. بنابراین، بخشی از سازگاری بازار با بحران، از طریق تغییر قراردادها و انتقال هزینه میان فروشنده و خریدار انجام میشود.
وضعیت ذخایر نیز توضیح میدهد چرا بهبود صادرات الزاماً به کاهش سریع قیمت سوخت منجر نمیشود. گزارش اکتبر آژانس بینالمللی انرژی نشان میدهد ذخایر مشاهدهشده جهانی در پایان سپتامبر، ۵۰۹ میلیون بشکه کمتر از پایان فوریه بوده است. در خود سپتامبر نیز افزایش نفت موجود روی آب، همزمان با افت ذخایر خشکی رخ داده است. این تفاوت اهمیت دارد: افزایش بارگیری زمانی فشار بازار را کاهش میدهد که محمولهها به پالایشگاهها برسند و به بازسازی موجودی قابل مصرف کمک کنند.
برآیند این تحولات، کاهش تمرکز جغرافیایی صادرات در کنار افزایش هزینه و پیچیدگی انتقال است. مسیرهای تازه میتوانند شدت اختلال ناشی از بحران هرمز را محدود کنند، اما پایداری این دستاورد به امنیت خطوط لوله، بنادر و ناوگان وابسته است. برای بازار نفت، استمرار تحویل محمولهها و ترمیم ذخایر، بیش از ثبت یک هفته صادرات بالا تعیینکننده خواهد بود.











