
نقش اسرائیل در جنگ احتمالی ایران و آمریکا چه خواهد بود؟
با افزایش گمانهزنیها درباره احتمال اقدام نظامی ایالات متحده علیه ایران، برخی تحلیلگران نظامی در آمریکا معتقدند که در صورت وقوع چنین سناریویی، رژیم اسرائیل بهطور عمیق و همهجانبه در هر عملیات گسترده مشارکت خواهد داشت؛ مشارکتی که به باور آنان برای موفقیت یک کارزار هوایی پایدار، حیاتی خواهد بود.
همافزایی قدرت هوایی
به گزارش دیدبان اقتصاد آمریکا برای اجرای یک عملیات طولانیمدت در منطقه، به ظرفیتهای نیروی هوایی اسرائیل نیاز خواهد داشت. اسرائیل با در اختیار داشتن صدها جنگنده پیشرفته، زرادخانهای متنوع از مهمات خاص و تجربه عملیاتی در منطقه، میتواند مکمل مهمی برای توان تهاجمی آمریکا باشد.
در چنین سناریویی، جنگندههای نیروی هوایی اسرائیل از جمله اف-۱۵ استرایک ایگل، در کنار بمبافکنهای راهبردی مانند B-1B Lancer متعلق به نیروی هوایی ایالات متحده، میتوانند در قالب آرایشهای عملیاتی مشترک عمل کنند؛ همانگونه که در رزمایشها و گشتهای مشترک سالهای اخیر در حوزه مسئولیت فرماندهی مرکزی آمریکا تجربه شده است. به باور کارشناسان، در صورت پشتیبانی کامل ناوگان سوخترسان آمریکا، قدرت هوایی تاکتیکی اسرائیل نسبت به جنگ ۱۲ روزه سال گذشته بهمراتب مؤثرتر خواهد بود.
با این حال، اجرای عملیات یکپارچه در مقیاس گسترده، بهمراتب پیچیدهتر از رزمایشهای مشترک است و هماهنگی فرماندهی، تخصیص مأموریتها و جلوگیری از تداخل عملیاتی، چالشی جدی محسوب میشود.

نقش تعیینکننده اطلاعات
فراتر از توان رزمی، یکی از مهمترین مؤلفههای همکاری احتمالی، بهرهگیری از ظرفیتهای اطلاعاتی اسرائیل ارزیابی میشود. برخی تحلیلگران غربی معتقدند تلآویو طی سالهای گذشته شبکه نفوذ عمیقی در داخل ایران ایجاد کرده و همین مسئله میتواند در شناسایی و هدفگذاری سریعتر اهداف راهبردی مؤثر باشد.
در این چارچوب، نام موساد بار دیگر مطرح میشود؛ نهادی که در عملیاتهای گذشته، از جمله اقدام علیه سامانههای پدافند هوایی ایران، بهکارگیری عوامل زمینی مجهز به پهپادهای انتحاری و تسلیحات هدایتشونده را در دستور کار داشته است. تحلیلگران میگویند چنین اقداماتی میتواند مسیر را برای حملات هوایی دورایستا و سپس ورود جنگندههای سرنشیندار هموار کند.
سناریوهای پرریسکتر
در برخی ارزیابیها، حتی احتمال اجرای عملیات ویژه برای هدف قرار دادن تأسیسات مستحکم یا اهداف حساس که از طریق حملات هوایی بهسختی قابل تخریب هستند، مطرح شده است. به باور این منابع، اسرائیل ممکن است آمادگی بیشتری برای پذیرش ریسک چنین مأموریتهایی داشته باشد، در حالی که برای آمریکا، تبعات سیاسی شکست احتمالی این عملیاتها میتواند سنگینتر باشد.
همچنین در صورت آغاز درگیری، احتمال هدف قرار گرفتن چهرههای نظامی یا علمی ایران در مراحل ابتدایی جنگ از سوی بازیگران اطلاعاتی مطرح شده؛ موضوعی که میتواند دامنه تنش را بهسرعت گسترش دهد.

ملاحظات منطقهای و اقتصادی
در سطح منطقهای، مشارکت آشکار آمریکا و اسرائیل در یک جنگ مستقیم علیه ایران، میتواند تبعات دیپلماتیک گستردهای به همراه داشته باشد؛ هرچند برخی تحلیلگران معتقدند طی سالهای اخیر و با کاهش سطح تنش برخی کشورهای عربی با اسرائیل، این ریسکها نسبت به گذشته کمتر شده است.
با این حال، مهمترین نگرانی به حوزه اقتصاد و انرژی بازمیگردد. هرگونه درگیری طولانیمدت یا تلاش ایران برای محدودسازی دسترسی به آبراههای راهبردی خلیج فارس و تنگه هرمز، میتواند بازار جهانی انرژی را با شوک قابل توجهی مواجه کند؛ موضوعی که پیامدهای آن فراتر از منطقه خاورمیانه خواهد بود.
در مجموع، ارزیابیها نشان میدهد در صورت شکلگیری یک تقابل نظامی گسترده، همکاری عملیاتی و اطلاعاتی آمریکا و اسرائیل نقشی کلیدی ایفا خواهد کرد؛ اما در عین حال، پیچیدگیهای نظامی، ریسکهای سیاسی و تبعات اقتصادی آن، این سناریو را به یکی از پرهزینهترین گزینههای پیشروی بازیگران تبدیل کرده است.











