
کمبود نیروی کار ریشه در دستمزد ناکافی دارد / کارفرمایان بد عادت و پرتوقع شدهاند!
مدتی است که درکشور شاهد کمبود نیروی کار هستیم, این موضوع از آنجا ناشی میشود که دستمزدها کفاف زندگی کارگران را نمیدهد. مجبور هستند برای تأمین معاش خود مشاغل غیررسمی که درآمد بیشتری دارند را انتخاب کنند.
به گزارش دیدبان اقتصاد کمبود نیروی کار ریشه در دستمزد ناکافی دارد. مدتی است که درکشور شاهد کمبود نیروی کار هستیم، این موضوع از آنجا ناشی میشود که دستمزدها کفاف زندگی کارگران را نمیدهد. مجبور هستند برای تأمین معاش خود مشاغل غیررسمی که درآمد بیشتری دارند را انتخاب کنند.
آمارها میگوید که حدود ۵۷ درصد نیروی کار کشور در مشاغل غیر رسمی فعالیت دارند. یکی از دلایل اصلی برای این موضوع عدم دستمزد کافی در مشاغل رسمی است. اکثراًواحدهایی که به صورت رسمی فعالیت دارند، دربهترین حال دستمزد مصوب شورای عالی کار را به نیروی کار خود پرداخت میکنند.
درشرایطی که سبد هزینه خانوار از دستمزد دریافتی پایینتر است، نیروی کار تصمیم میگیرد که با فعالیت در فضای آزادتر درآمد بیشتری را کسب کند؛ بنابراین نتیجه کافی نبود دستمزد مطابق هزینه زندگی باعث شده است که این روزها اکثر واحدهای تولیدی با کمبود نیرو مواجه هستند. بخشی از این کمبودها توسط اتباع خارجی با دریافت حقوقی کمتر تأمین میشد.
مدتی است که بسیاری از کارفرمایان و بنگاههای اقتصادی از کمبود نیروی کار خبر میدهند و این موضوع به یکی از چالشهای اصلی بازار کار کشور تبدیل شده است. اما بررسیهای عمیقتر نشان میدهد که عامل مهم و تأثیرگذار در این وضعیت، نه صرفاً کمبود نیروی کار، بلکه پایین بودن دستمزدها و ناکافی بودن مزایای مالی برای جذب نیروی کار است.
کافی نبودن دستمزدها؛ چالشی جدی
کارشناسان اقتصادی بر این باورند که دستمزدهای پایین، انگیزه کافی برای جویندگان کار فراهم نمیکند و در نتیجه بسیاری از افراد یا از ورود به بازار کار صرفنظر میکنند یا به سمت شغلهای غیررسمی و نیمهوقت گرایش پیدا میکنند که به دلیل دستمزدهای بهتر یا شرایط کاری مطلوبتر، جذابتر است.
کارشناسان بازار کار میگویند:وقتی حقوق و مزایای شغلی پاسخگوی هزینههای زندگی نباشد، نیروی کار ترجیح میدهد یا وارد بازار نشود یا به جای مشاغل رسمی به فعالیتهای غیررسمی و یا مشاغل کمریسکتر و درآمدزا روی آورد. بنابراین، مشکل کمبود نیروی کار بیشتر یک معضل ساختاری در بازار کار است تا یک کمبود واقعی.
براساس آخرین آمارهای مرکز آمار ایران، نرخ مشارکت اقتصادی در سال جاری نسبت به سالهای گذشته کاهش قابلتوجهی داشته است. این کاهش به معنای خروج بخشی از نیروی کار بالقوه از بازار کار است که بخشی از آن ناشی از ناامیدی نسبت به شرایط اقتصادی و ناکافی بودن دستمزدها گزارش شده است.
در کنار آمار و تحلیلهای اقتصادی، بازخوردهای میدانی از بنگاههای اقتصادی نیز حاکی از آن است که بسیاری از کارفرمایان حاضر به افزایش حقوق و مزایا نیستند و در عوض از کمبود نیروی کار گلایه دارند. این تضاد نشان میدهد که مشکلات ساختاری مانند هزینههای بالای استخدام، کمبود منابع مالی برای پرداخت حقوق رقابتی و عدم انعطافپذیری در شرایط کاری، باعث شده نیروی کار علاقهای به جذب در این مشاغل نداشته باشد.
مالک حسینی، معاون اشتغال وزیر کار در رابطه با ادعای کمبود نیروی کار در کشور گفت: یکی از مشکلات جدی ما شکاف بین هزینههای خانوار و دستمزد است که نتوانستیم پر کنیم. امسال آقای میدری پای این موضوع ایستاد و با سهجانبهگرایی واقعی یعنی حضور بخش کارفرمایی و کارگری، افزایش دستمزد بالاتر از نرخ تورم اعمال شده است. اگر این روند ادامه یابد، بازار کار برای نیروی کار ایرانی نیز مطلوب میشود. اگر کارفرمایان همکاری لازم را برای پرداخت حقوق بهتر به کار گیرند. شرایط جذب نیروی کار ایرانی بهتر خواهد شد.
کارشناسان پیشنهاد میکنند برای رفع این چالش، دولت و بخش خصوصی باید با هم همکاری کنند تا شرایط کاری بهبود یافته و دستمزدها متناسب با تورم و هزینههای زندگی افزایش یابد. علاوه بر این، آموزشهای مهارتی و بهبود محیط کار نیز از عوامل مهم در جذب و حفظ نیروی کار هستند. میتوان گفت که ادعای کمبود نیروی کار اگرچه تا حدی واقعیت دارد، اما ریشه اصلی آن در ناکافی بودن دستمزدها و شرایط نامناسب کاری است. بدون اصلاح این عوامل، مشکل کمبود نیروی کار همچنان پابرجا خواهد ماند و اقتصاد کشور در معرض آسیبهای جدیتری قرار خواهد گرفت.











این کارفرمای سرپیچی کرده باید پلمپ ۶ماه تا ۲سال بشن ک خودش و نیروی افغانیش کمی ادب بشن ظلم کرونی وتورم وتحریم جنگ کمه بیایم این مصیبت کارفرمای ایرانی بی وجدان هم تحمل کنیم،،انگار افغانی تخم طلا براش گذاشته چسبیده افغانی رو ول نمیکنه
مطالب دقیق و کارشناسانه بود از طرف یک کارگر ممنون چه بسا نابرابری درآمدی به نفع سرمایه داران است این خود خوبه ولی کارگر هم انسانه عمر خود را فدا میکند بعد چند صباحی همه یک مشت خاکیم
کارفرما ها شدید حق کارگر خور وپرو شده اند هرچند خوب و بد در همه جا هست اما خدایی خوبش به من تا بحال نرسیده از ول کردنم به مدت۲ماه براثر حادثه در سر کاربدون هزارتومن بگیرتا تا حق خوری نسبت به دستمزدها اضافه کارمتاسفانه اصلاقانون درستی نسبت به کارگروجود ندارد…. حرف زیاد است اما چه فایده