
در صورت ادامه جنگ تا یک ماه آینده چه اتفاقی میافتد؟
به گزارش دیدبان اقتصاد در صورت تداوم مناقشات جاری منطقهای برای یک ماه آتی، قیمت انرژی، بهویژه نفت خام، به مهمترین عامل تعیینکننده در روند تحولات آن بدل خواهد شد. افزایش ناگهانی قیمت نفت، فشارهای اقتصادی قابلتوجهی را بر دولت ایالات متحده وارد خواهد کرد که این امر میتواند به مؤثرترین عامل بازدارنده در استمرار سیاستهای نظامی این کشور تبدیل شود؛ حتی فراتر از هزینههای مستقیم نظامی.
تحولات اخیر در بازارهای جهانی انرژی:
پیش از آغاز تنشها، بهای نفت در حدود ۶۰ دلار آمریکا برای هر بشکه معامله میشد. اما در طول یک هفته، این رقم با رشدی نزدیک به ۵۰ درصد، به حدود ۹۱ دلار آمریکا افزایش یافته است. بازار گاز طبیعی اروپا نیز واکنش مشابهی نشان داده و قیمتها در این حوزه افزایشی حدود ۷۰ درصدی را تجربه کردهاند. این جهشهای قیمتی، واکنش اولیه بازار به عدم قطعیتهای ناشی از مناقشه محسوب میشود. با این حال، در صورت طولانیتر شدن درگیریها، پیامدهای این بحران میتواند بسیار گستردهتر از پیشبینیهای اولیه باشد.
اهمیت ژئوپلیتیکی و اقتصادی تنگه هرمز:
با ورود به دومین هفته از درگیریها، ذخایر نفت کشورهای تولیدکننده با روند افزایشی مواجه است. در صورت بروز اختلال در مسیرهای صادرات، برخی از تولیدکنندگان ناگزیر به کاهش موقتی سطح تولید خود خواهند شد. تحلیلگران بازار انرژی پیشبینی میکنند در صورت تداوم مناقشه برای یک ماه، قیمت نفت خام به راحتی میتواند به محدوده ۱۲۰ دلار آمریکا افزایش یابد. در بازار گاز اروپا نیز احتمال رشد قیمتها بین ۱۲۰ تا ۱۵۰ درصد مطرح است.
تأثیرات زنجیرهای بر اقتصاد جهانی:
این شوک قیمتی تنها به بخش انرژی محدود نخواهد شد. زنجیره تأمین جهانی تولیدکنندگان با فشارهای جدی مواجه خواهد شد. حدود ۳۵ درصد از تولید جهانی کود شیمیایی از تنگه هرمز عبور میکند. هرگونه اختلال در این مسیر حیاتی، منجر به افزایش قیمت محصولات کشاورزی تا حدود ۳۰ درصد خواهد شد.
راهبردهای احتمالی ایالات متحده برای مدیریت بحران انرژی:
در چنین شرایطی، ایالات متحده با چندین سناریوی احتمالی برای مدیریت بحران انرژی روبروست:
- کاهش نفوذ ایران بر تنگه هرمز: تمرکز بخش قابل توجهی از حملات نظامی بر بخش جنوبی ایران، نشاندهنده تلاش آمریکا برای تضمین امنیت عبور و مرور در تنگه هرمز است. در صورت موفقیت، قیمت نفت به کانال ۷۰ دلار آمریکا باز خواهد گشت. با این حال، از دست دادن تسلط بر این گلوگاه استراتژیک، یکی از پرهزینهترین سناریوهای جنگ برای ایران محسوب میشود و تهران برای حفظ آن، اقدامات متقابل را انجام خواهد داد.
- اسکورت نفتکشها توسط ناوهای آمریکایی: این رویکرد که سابقه تاریخی در منطقه دارد، در شرایط کنونی احتمالاً با واکنش مستقیم ایران مواجه خواهد شد. این امر میتواند منجر به تشدید درگیریها و ورود به فاز «جنگ نفتکشها» شود که ریسک درگیری نظامی را افزایش داده و بازار انرژی را بیش از پیش متلاطم میسازد.
- کاهش توان عملیاتی ایران در تهدید خطوط کشتیرانی: هدف قرار دادن زیرساختهای پرتاب پهپاد و موشک، تلاشی برای کاهش توان ایران در ایجاد اختلال در خطوط کشتیرانی است. این اقدام هزینه حملات ایران به کشتیهای نفتی و کنترل آن بر تنگه را کاهش خواهد داد. با این حال، گزارشها حاکی از آسیب دیدن برخی سامانههای راداری و زیرساختهای دفاعی ایران است که نشان میدهد این سناریو نیز با چالشهایی روبرو خواهد بود.
در مجموع، به نظر میرسد با ورود به هفته دوم و سوم مناقشه، کانون اصلی درگیریها به تنگه هرمز معطوف خواهد شد. کنترل این گلوگاه انرژی، تعیینکننده میزان فشار اقتصادی ناشی از جنگ خواهد بود. عدم مدیریت مؤثر این فشارها توسط ایالات متحده، هزینههای سیاسی و اقتصادی قابلتوجهی را برای دولت ایالات متحده در پی خواهد داشت.











