
آیا اینترنت در ایران به وضعیت سابق بازخواهد گشت؟
اینروزها اینترنت به یکی از بانفوذترین شاخههای تکنولوژی در زندگی بشر تبدیل شده است و ایران نیز از این قضیه مستثنی نیست.
هنگامی که به دنبال اطلاعات در مورد چیزی هستیم که نمیدانیم معمولا اولین کار جستجو در گوگل است.
همچنین برای مشاهده فاصلهها، تخمین زمان سفر، میزان ترافیک و یافتن بهترین مسیر بازهم دست به دامن اینترنت میشویم.
امروزه افراد در حتی در دورافتادهترین مناطق روستایی به لطف اینترنت و وجود شبکههای اجتماعی کاملا بهروز بوده و در جریان جدیدترین ترندهای ایران و جهان قرار دارند.
همچنین اینترنت در ایران به وسیله اصلی معاش میلیونها نفر تبدیل شده است.
از زن سرپرست خانوادهای که به کمک اینترنت لباسها یا شیرینیهای تولیدی خود را بهفروش میرساند تا دختر بچهای که در یکی از روستاهای دورافتاده شرقی کشور با کار تولید محتوای متنی توانسته برای پدر و مادر خود خانه بخرد و لوازم مورد نیاز زندگیشان را تامین کند.
بله، اینترنت مرزها را برداشته و با وجود این تکنولوژی فوقالعاده دیگر بیکاری معنایی ندارد.
در کنار همه خوبیهایی که اینترنت دارد مانند هر تکنولوژی دیگر امکان استفادههای مخرب نیز از این تکنولوژی وجود دارد.
تهدیداتی مانند عملیات سایبری نفوذ و هک به طرق مختلف، امکان شناسایی مکان دقیق افراد و جاسوسی به طرق مختلف.
هنگامی که بدیها و خوبیهای اینترنت را روی کفه ترازو میگذاریم قطعا خوبیها و منافع این تکنولوژی بسیار سنگینتر است.
در ایران همزمان با آغاز جنگ تحمیلی اینترنت به یکباره در ایران قطع شد و آنچه به عنوان اینترنت ملی در اختیار افراد قرار دارد صرفا یک شبکه اینترانت است و با معنی اینترنت قابل قیاس نیست.
قطع اینترنت بین الملل با وجود شرایط جنگی قابل درک بوده و هست، اما آنچه قابل درک نیست تداوم این قطعی به بیش از دوماه است.
پس از اعلام آتش بس دسترسی به اینترنت برای مردم عادی و صاحبین مشاغل کوچک هنوز میسر نیست، یعنی کسب و کارهایی که تابآوری پایین داشته و عمدتا درآمدشان در حد امرار معاش روزانه است.
امروز هیچ کس از زنی که برای پرداخت اجاره خانهاش چشم به آنلاین شاپ کوچک اینستاگرامی خود دوخته بود و یکباره زحمات چندسالهاش پشت درهای بسته قطعی اینترنت گیر افتاده نمیپرسد.
هیچکس حال جوان معلولی که خانهنشین بود و بارها به خودکشی فکر کردهبود، اما با استفاده از ظرفیت فضای مجازی توانسته بود کسب و کاری کوچک برای مهیا کند تا بیشتر احساس ارزشمند بودن کند را نمیپرسد.
آقایان میفرمایند اینترنت قطع است، اشکالی ندارد از ظرفیتهای داخلی استفاده کنید. اما این سخن چقدر کارشناسی است؟ شخصی که این سخن را میگوید آیا خود تجربه ساختن و رشد دادن یک کسب و کار آنلاین را داشته است؟
آیا میداند به جوانی که با یک پیج اینستاگرامی با ۱۰۰ کا فالور درحال فروش کالاهای خود بود اینترنت پرو یا طبقاتی تعلق نمیگیرد؟
آیا میداند به زن سرپرست خانواده ای که در بستر همین فضا شیرینی خانگی میفروخت اینترنت پرو تعلق نمیگیرد؟
آیا میداند برای اینکه یک پیج فروش کالا به تعداد فالور مناسب برسد تا بتواند یک زندگی را بچرخاند چقدر زمان میخواهد؟
مگر یکشبه میتوان با فعالیت در بسترهای داخلی که عمده مشکلاتشان قطعی مکرر و عدم جذابیت برای اکثریت مردم کشور است به درآمد رسید؟
قطعا نمیشود و آنچه از این ویرانه به جا خواهد ماند افزایش بیکاری، افزایش نارضایتی و ناامیدی در جامعهاست.
فریادهای زیادی در گلوی هزاران نفر از بیکارشدگان قطعی اینترنت حبسشده است که شنیده نمیشود.
توصیه به تصمیمگیرندگان قطعی اینترنت این است که در کنار ملاحضات امنیتی، به داد افراد بیکاری که درحال دست و پنجه نرم کردن با تورم بیش از ۷۰ درصد هستند برسند.
افرادی که سالهای زیادی از عمرشان صرف ساختن کسب و کاری شد که تنها سلاحشان برای پیکار با تورم، بیکاری، مشکلات اقتصادی و تحریم بودهاست.









